بسم الله الرحمن الرحیم

گفتار پنجم:

وظیفه ما درعصرظهور باتوجه به شناخت شاخصه های عملیاتی وچگونگی عمل به آن اصول
فصل اول:کسب آمادگی برای ظهور حجت
هفت گام به سوی ظهور

نکته دوم:شناخت شیطان و راه غلبه بر حیله های شیطان

بخش اول:شیطان

الف)ذات وجود شیطان
یکی از مباحث بسیار پیچیده و قابل تامل بحث شناسایی ذات وجود شیطان می باشد .از آن جا که هیچ سخنی کفایت بیان حقیقت ذات شیطان را جز کلام نورانی حضرت حق نخواهد نمود لذا با تمسک به آیات قرآن شاید بتوان چنین نتیجه گرفت که آنجا که خداوند تبارک و تعالی در سوره مبارک شمس آیه شریف 8 می فرماید
فالهمها فجورها و تقوی ها

در بیان این مطلب می باشد که شیطان موجودی نیست با شکل و شمایل خاصی در بیرون از وجود ما که بخواهیم او را شناسایی و با او مقابله کنیم بلکه با توجه به وجود عامل تضاد در ما ،شیطان که همان فجور است و نقطه مقابل شیطان که همان تقوی است هر دو در وجود ما زمینه کارسازی را دارندپس نباید توقع این امر را داشته باشیم که نفس وجود شیطان را با قالب فرضا اجنه شاهد باشیم چرا که خداوند سبحان در آیه شریفه 27 از سوره مبارک اعراف به صراحت می فرماید:

یا بنی آدم لا یفتننکم الشیطان کما اخرج ابویکم من الجنه ینزع عنهما لباسهما لیریهما سواتهما انه یریکم هو و قبیله من حیث لا ترونهم انا جعلنا الشیاطین اولیاء للذین لا یو منون
ای فرزندان آدم مباداشیطان شما را فریب دهد چنانچه پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد جامه عزت از تن آنان برکند و قبایح آنان را در نظرشان پدید آورد همانا آن شیطان و خویشان و بستگان شما را می بینند در صورتی که شما آنها را نمی بینید ما نوع شیطان را دوستدار آنان که به خدا ایمان نمی آورند قرار داده ایم.

چه زیبا خداوند حکیم در این آیه نرم افزار شیطان رابرای فرزندان آدم آشکارا تبیین می نماید و در حقیقت خداوند چون می دانسته است این بنی آدم قادر نخواهد بود که ذات وجود شیطان را خود شناسایی کند لذا از بیان داستان آدم وابلیس به عنوان 2 نماد از 2 جلوه تمام عیار صحنه بیرونی جهان دو قطبی فورا در آیه شریف 27 به بنی آدم تذکر همراه با تاکید داده که فارغ از بحث لفظ ابلیس شما باید از نرم افزار شیطان گریزان باشید همان شیطانی که شما را فریب خواهد داد همچون پدر ومادرتان.اگر به هشدارهای من خدای سبحان توجه ننمایید و نکته مهم این آیه بیان این مطلب است که خداوند می فرماید:

لا ترونهم

شما شیطان را نخواهید دید

یعنی اگر تصور بنمایید که شیطان صرفا از جنس به فرض اجنه است قطعا از ابزارهای دیگر فریب دهنده شیطان غافل شده اید.چراکه می تواند فجور از ناحیه هر یک از کارگزاران الهی برای پوشش و پرده گذاردن بر چشمان ما اقدام به عملیات و اجرای امر الهی نمایدآنجا که در آیه شریفه 7 از سوره مبارکه بقره می فرماید:

ختم الله علی قلوبهم وعلی سمعهم وعلی ابصارهم غشاوه و لهم عذاب عظیم

قهر خدا مهر بر دلها و پرده بر گوشها و چشمهای ایشان نهاد که فهم حقایق و معارف الهی را نمی کنند.

ممکن است در این جریان اجنه به عنوان  کارگزاران الهی ماموریت اجرای ختم الله شده و با پوشش گذاری و کفر ورزی انسان را از توجه به الهامات الهی محروم سازند و ممکن است دیگر ابزارهای الهی این کار را انجام دهند پس این طور نیست که بگوییم ذات وجود شیطان صرفا از اجنه بهره می گیرد ولا غیر

و از طرفی باید بدانیم اجنه همچون انسانها هریک خود به تنهایی می توانند عامل و عاملهای آزمایش الهی باشند و اگر دید صرفا منفی به اجنه به عنوان شیطان داشته باشیم در حقیقت به آیات شریف 14و15و16سوره الرحمن بی توجهی نموده ایم آنجا که خداوند می فرماید :

خلق الانسان من صلصال کالفخار و خلق الجان من مارج من النار فبای الاء ربکما تکذبان

انسان را از صلصال خشک گلی مانند گل کوزه گران آفرید و جنیان را از رخشنده شعله آتش خلق کرد الا ای جن و انس کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می کنید؟

این آیات به روشنی این مطلب را افشا می کند که در بین جن و انس هم موجودات خوب قرار دارند و هم کسانی که کفران نعمت الهی را می کنند .شاید اشتباه ناظران به ماجرای اجنه از اینجا بروز کرده باشد که خداوند سبحان در مورد ذات ابلیس در سوره مبارکه کهف آیه  شریف50فرموده است :

کان من الجن
او از جنیان بود

 و از پذیرفتن امر پروردگارش بیرون شد یا آنجا که در سوره مبارکه اعراف آیه شریف 12از قول ابلیس فرموده است که گفت:

خلقتنی من نار
خدایا تو مرا از آتش خلق کردی

این تصور بروز کرده است که چون ابلیس به عنوان نماد شیطان از جنس جن بوده است و قبل از آدم خلق شده است یا آنجا که در سوره مبارکه حجر آیه شریف 27می فرماید:

والجان خلقنا من قبل من نارالسموم
وطایفه دیوان را پیشتر از آتش گدازنده خلق کردیم.

پس لازمه ظهور شیطان باید صرفا از ناحیه جن کارسازی و اجرا شده و یا اینکه چون خداوند سبحان در آیات شریف 35تا38 از سوره مبارکه ص در وصف حضرت سلیمان فرموده:

قال رب اغفرلی و هب لی ملکا لا ینبغی لاحد من بعدی انک انت الوهاب فسخرنا له الیح تجری بامره رخاء حیث اصاب والشیاطین کل بناء و غواص و اخرین مقرنین فی الا صفاد
سلیمان عرض کرد بار الها از خطای من درگذر و مرا ملک و سلطنتی عطا فرما که پس از من احدی لایق آن نباشد که تو ای خدا منتها بخشنده بی عوضی ما هم باد را مسخر فرمان او کردیم تا به امرش هرجا بخواهد به آرامی روان شود و شیاطین را که بناها می ساختند و از دریا جواهرات می آوردنددیگران از شیاطین را به دست او در غل و زنجیر کشیدم.

 شاید اینطور تصورش است که چون خداوند سبحان در این آیات به جای لفظ جن از شیطان نام برده است پس شیطان همان جن و جن همان شیطان بوده وهست در حالیکه تمام مترجمین محترم قرآن حکیم و تمام عزیزان مفسر از جمله مرحوم علامه بزرگ طباطبایی در کنار ترجمه شیطان از لفظ دیو و جن بهره برده اند و این امر دلالت بر این دارد که خدای سبحان در این آیات از لفظ اشتراکی شیطان برای اجنه بهره برده است و در غیر این صورت شیاطین را در این آیات اگر به معنای فجور بوده در هیچکدام از 2 طبقه خوب و بد قرار نمی داد وخوبان را به کمک پیامبرش گسیل نمی داد.در نتیجه اگر بخواهیم نتیجه گیری نهایی از بحث ذات وجود شیطان بنماییم می توانیم چنین عرض کنیم:ابلیس به عنوان نماد شیطان که قبل از آدم خلق شده است و از جنس جن که همانا آتش نفوذ کننده بوده به عنوان یک نماد شیطان در این عالم ظهور کرده اما در جهان دو قطبی که جلوه تضاد در آن رخ خود را به نمایش گزارده ،شیطان چیزی نیست جز یک هوشمندی منفی که در مقابل هوشمندی مثبت قد علم کرده و این فهم و درک نه فهم و درک شخصی بوده بلکه براساس توجه به آیه 8 از سوره مبارکه شمس که خداوند فرموده است:

فالهمها فجورها و تقوی ها

نشات گرفته است.به همین جهت در آخرالزمان که دجال ظهور پیدا می کند ،شیطان مجسم نیست بلکه او شخصی از ابناء آدم است که کلیه اطلاعات شیطانی موجود در دست خویش را برای اهداف شیطانی خود که چیزی جز جنگ و کشتار نیست به کار می برد و چون فقط به منافع خود می پردازد همچون ابلیس فرعون با تکبر می گوید:

انا ربکم الاعلی
من پروردگار بلند مرتبه شما هستم