برخورد بامسئول متخلف وخيانتكار دردستگاه قضايی حكومت علی(ع)

درزمان حكومت علی(ع)به ايشان خبررسيدكه "ابن هرمه"مامورحكومتی ناظربر بازاراهواز، مرتكب خيانتی شده است. امام پس ازاطلاع واطمينان، به فرماندارخود دراهوازچنين نوشت : "وقتی نامه مراخواندی، ابن هرمه را ازنظارت بازاربركناردار و اورابه مردم معرفی كن وبه زندانش افكن و آبرويش رابريز وبه همه بخشهای تابع اهوازبنويس كه من اينگونه عقوبتی برای او معين كرده ام. مبادا درمجازات او غفلت ياكوتاهی كنی، كه نزدخدا خوارميشوی ومن به بدترين صورت ممكن تورا ازكاربركنارميكنم وخدا آنروزرانياورد...

وچون روزجمعه رسيد اورا از زندان درآور و35تازيانه به اوبزن و دربازارش بگردان وهركس گواهی آورد كه ابن هرمه ازاوچيزی ستانده است، اوراباگواه قسم بده ومبلغ راازمال ابن هرمه بردار وبه صاحب آن بپردازودوباره اورا خواروسرافكنده وبی آبرو به زندان بازگردان وپاهايش رادربندگذاروتنهابرای نمازبازكن.فقط اگركسی برايش خوراك يانوشيدنی ياپوشاك يازيراندازی آوردبه اوبرسان... ومگذارملاقاتی داشته باشد تامبادا راه پاسخگويی به محاكمه را به اوياددهند وبه آزادشدنش اميدوارش كنند. اگرفهميدی كه كسی چيزی به اوآموخته كه به مسلمانی زيانی ميرساند، اورانيزتازيانه بزن و زندانی كن تاتوبه كند.

شبهازندانيان را به فضای بازبياورتا تفريح كنند، جز ابن هرمه، مگربترسی كه بميرد، دراينصورت اورانيز باديگران به حياط زندان بياورواگرديدی هنوز طاقت تازيانه خوردن دارد، پس از 30روز، 35تازيانه ديگر به اوبزن وبرايم بنويس كه درباره بازار ونظارت برآن چه كردی وپس ازاين خائن چه كسی را جايگزينش كردی. درضمن حقوق ابن هرمه خائن رانيز قطع كن..." (دعائم الاسلام - الحياة)

آجرک الله یا بقیة الله

ای کسانی که از علی(ع) دم میزنید*****بر یتیمان علی(ع) سر میزنید؟

و شنیده شد كه در آن وقت جبرئیل میان زمین و آسمان ندا داد :
تهدمت و الله اركان الهدى و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروة الوثقى قتل ابن عم المصطفى قتل على المرتضى قتله اشقى الاشقیاء؛

بخدا سوگند ستونهاى هدایت درهم شكست و نشانه‏هاى تقوى محوشد و دستاویز محكمى كه میان خالق ومخلوق بود گسیخته گردید پسرعم مصطفى صلى الله علیه وآله كشته شد، على مرتضى به شهادت رسید و بدبخت‏ترین اشقیاء او راشهید نمود.

جاذبه و دافعه علی (ع)

امیر المومنین علی (ع) در جواب مردی که به محضر ایشان شرفياب شد و گفت : " ايمكن ان‏ يجتمع زبير و طلحه و عائشة علی باطل ؟ آيا ممكن است طلحه و زبير و عايشه‏ بر باطل اجتماع كنند ؟ شخصيتهائی مانند آنان از بزرگان صحابه رسول الله‏ چگونه اشتباه می‏كنند و راه باطل را می‏پيمايند آيا اين ممكن است؟ " سخنی دارد كه دكتر طه حسين دانشمند و نويسنده مصر می‏گويد :
سخنی محكمتر و بالاتر از اين نمی‏شود . بعد از آنكه وحی خاموش گشت و ندای‏ آسمانی منقطع شد سخنی به اين بزرگی شنيده نشده است .
فرمود :
« انك لملبوس عليك ، ان الحق و الباطل لا يعرفان باقدار الرجال ،
اعرف الحق تعرف اهله ، و اعرف الباطل تعرف اهله » :

" سرت كلاه رفته و حقيقت بر تو اشتباه شده . حق و باطل را با ميزان‏ قدر و شخصيت افراد نمی‏شود شناخت . اين صحيح نيست كه تو اول شخصيتهائی‏ را مقياس قرار دهی و بعد حق و باطل را با اين مقياسها بسنجی : فلان چيز حق است چون فلان و فلان با آن موافقند و فلان چيز باطل است چون فلان و فلان‏ با آن مخالف . نه ، اشخاص نبايد مقياس حق و باطل قرار گيرند . اين حق‏ و باطل است كه بايد مقياس اشخاص و شخصيت آنان باشند " .

مظهر العجایب

پخش زنده از حرم مطهّر حضرت امیرالمومنین (ع)

خطبه بی نقطه امیر المومنین (علیه السلام)

ترک دیوار خانه کعبه معجزه ای از مولود کعبه

تصاویری زیبا از حرم مطهر حضرت امیرالمومنین «علیه السلام»

:: در ادامه مطلب ::

ادامه نوشته

تــا ابــد تسلیـــم سلطان نجــف


فَليُبَلِّغِ الحاضِرُ الغائِبَ وَ الوالِدُ الوَلَدَ الی یَومِ القِيامَةِ

پس بایسته است این سخن را حاضران به غایبان
و فرزندداران به فرزندان تا برپایی رستاخیز ابلاغ کنند.

فرازی از خطابه غديرپيامبر خدا (صلی الله عليه وآله)

خطابه غدير تنهاخطابه ايست که پيامبر خدا(صلی الله عليه وآله) نه تنها شنيدن و دانستن آنرا برهمگان واجب دانسته اند، بلکه رساندنش به ديگران را نيز برما تکليف نموده اند و اين امر درمورد هيچ خطبه ديگری از ايشان سابقه ندارد. وبلاگ کلبه یاس تصمیم دارد اين جمله را در صدر اساسنامه فعاليتهای خود قراردهد و میکوشد این خطابه که درواقع آخرين خطابه و وصيت نامه رسول خدا(صلی الله عليه وآله) برای تمامي نسل بشر میباشد را بدون هيچ کم و کاست بگوش کسانیکه از آن بیخبرند، برساند.

لافَتى اِلاّ عَلِىّ، لاسَیفَ اِلاّ ذُو الفَقار

در چنین روزی ندایی آسمانی با طنین جبرییل(س) برعالمیان فرودآمد که...
لا فَتى اِلاّ عَلِىّ، لا سَیفَ اِلاّ ذُو الفَقار
... به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید ...
ادامه نوشته

کلام مــولا...

روزی امیر المومنین خدمت حضرت محمد(ص) شرفیاب شدند. پیغمبر پرسیدند: درچه حالی هستی ابوالحسن؟ عرض کرد: درحالیکه هشت طلبکار دارم!
خــدا ، واجــبــات طلــب میــکنــد.
شمـــا، از مــن سنـت میخواهید.
نـویسنـدگان عمـل، راستــگویـی.
فرشته مرگ، از من روح میخواهد.
خانــواده، از مــن غــــذا میخواهد.
شیــطان، از مــن گنــاه میخواهد.
نـفــس، از مـن لـــذت میــخواهد.
و دنــیـــــا، تــمـایـــــل و رغـبــت!!

کلام مولا...

همه خوبیها در سه عمل جمع شده است:
نگاه کردن     سکوت نمودن     صحبت کردن
اما هر دیدنی که در آن عبرت و پندآموزی نباشد بیجا و محمل، هر سکوتی که در آن اندیشیدن نباشد و هرسخنی که در آن ذکر و یادی از خدا نباشد، بیهوده است.

کـلام مــولا...

شخصی ۴مساله از امام پرسید: واجب چیست و واجبتر کدام است؟نزدیک چیست و نزدیکتر کدام است؟شگفت چیست و شگفتتر کدام است؟مشکل چیست و مشکلتر کدام است
مـولا فرمودند : واجب اطاعـت خـداست و واجبتـر تـرک گنــاه!
نـزدیک قیـامت اسـت و نـزدیکتـر مـرگ!
عجیـب دنیـاست و عجیـبتـر علاقه بـه آن!
مشکل قبـر اسـت و مشکلتـر بیتـوشه رفتـن در آن!

بازگشت خورشید در سرزمين بابل براى على(ع)...معجزه اسم اعظم

جويريه بن مسهر كه ازياران على(ع) است میگويد: باحضرت ازنبرد باخوارج نهروان مى آمديم تارسيديم به سرزمين بابل(محلی درعراق فعلى نزديک منطقه حله كه مسجدالشمس در آنجاست.)هنگام نماز عصر رسيد.على(ع) و تمام مردم كه باحضرت بودند از اسب پياده شدند، على(ع ) فرمود: اى مردم اين سرزمين ملعون و از رحمت خدا بدور است و در روزگار گذشته 3بار و يا به روايتى 2بار اهل آن معذب شدند وخداوند برآنان عذاب نازل كرده و اين سرزمين يكى از شهرهاى قوم لوط است و اولين سرزمينى است كه در او بت پرستيده شد. براى هيچ پيامبر و يا وصى پيامبرى حلال و جايز نيست كه در روى اين زمين نماز بخواند. اى ياران من، هركدام ازشما که بخواهيد، میتوانید در اين سرزمين نمازبگذاريد پس مردم درحاشيه جاده به نماز ايستادند و نماز خويش را بجا آوردند و اميرالمؤمنين(ع) به استر رسول خدا(ص) سوار شد و از آن سامان تشريف برد، جويريه گفت : والله اميرالمؤمنين(ع) را تبعيت خواهم كرد و ازحضرتش نمازم را تقليدخواهم نمود لذا بدنبال آنحضرت براه افتادم، پس سوگند بخدا از جسر سورا در ارض بابل نگذشته بوديم كه آفتاب غروب كرد. پس من شک كردم كه آيا نماز ما بايدفوت شود؟ و آيا نبايدحضرت على(ع)نمازبخواند؟ ناگهان امام(ع) متوجه من شد و فرمود: يا جويريه آيا شك نمودى عرض ‍ كردم. بلى يا اميرالمؤمنين! حضرت درناحيه اى پياده شد آنگاه وضوساخت و برخاست و بكلام و دعاییكه من نفهميدم چه میگويد، گويا عبرانى بود سخن گفت. سپس ندا در داد الصلاة(مسئله بازگشت خورشيد براى اقامه نماز درقرآن براى حضرت سليمان آمده(سوره ص آيه 30تا33) و در روايت ديگریست كه خدا براى حضرت يوشع بن نون وصى حضرت موسى نيز آفتاب رابرگردانيد البته در روايات ديگرى مسئله ردالشمس بشكلهاى ديگر براى آنحضرت بيان شده.)نظركردم بسوى آفتاب، سوگند بخدا ديدم كه از بين دو كوه خارج شد و از براى اوصوت وصداى شديدى بود، آنگاه حضرت به نماز عصر ايستاد و من نيز نماز را با آن حضرت گزاردم. وقتیكه از نماز فارغ شديم يك دفعه شب شد همچنانكه بود. پس آنهنگام حضرت رو به من كرد و فرمود: اى جويريه بن مسهر! همانا خداوند عزوجل به حبيبش میفرمايد: اى پيامبر! بنام عظيم پروردگار خود تسبيح گوى، اى جويريه من خداوند را به اسم اعظمش خواندم، آفتاب را براى من برگرداند. جويريه وقتیكه اين معجزه را از آنحضرت ديد گفت : به پروردگار كعبه سوگند كه تو وصى نبى هستى (مرجع :من لايحضره الفقيه).

«نماز در کلام امير مومنان علی عليه السلام»...4

* اعمال و ذکرهاي نماز
- از امام علي(ع) پرسيدند: معناي رکوع چسيت؟ فرمود:يعني به تو ايمان آوردم، اگرچه گردنم را بزني.
- معناي«سبحان ربي العظيم و بحمده» اينست که :خدا منزه است، بزرگي از آن خداوند است و پروردگارم، همان خالق من است. فقط او بزرگ است و عظيم.
- سجده را طولاني کنيد، هيچکاري برابليس سنگين تر از اين نيست که فرزند آدم را درحال سجده ببيند، چون به او دستور سجده داده شد، ولي عصيان ورزيد، درحاليکه فرزند آدم مأمور به سجده شد واطاعت کرد و نجات يافت.
- ازاميرالمؤمنين(ع)معني وتفسير سجودراپرسيدند،حضرت فرمود:سجود يعني خدايا مرا ازخاک آفريدي و چون سر از سجده برداي، بدين معناست که مرا از آن برانگيختي و چون مجدداً سر به سجده نهي، يعني اينکه دوباره مرا به زمين بازخواهي گرداند و سربرداشتن از سجده دوم، يعني اينکه مرامجدداً از زمين برمي انگيزي.معناي«سبحان ربي الاعلي»چنين است: "سبحان" يعني خالق و پروردگار من منزه است از صفات ناپسند و "اعلي" يعني: اودرملکوت خود علو و رفعت دارد،تاجاييکه بندگان همگي تحت امر و مقهور عزت اويند و اوست که تدبير امور بندگان، آسمان و زمين ميکند و همه بسوي او عروج ميکنند.
- قنوت و سجده طولاني در نماز، نماز گزار را از عذاب آتش نجات ميدهد.
- معناي تشهد تجديد و تکرار شهادتين است که تجديد ايمان و اسلام و اعتراف به مبعوث شدن بعد از مرگ است. معناي "السلام عليکم و رحمة الله و برکاته" : از خداوند ترحم خواستن براي خود و همه بندگان است که خود سبب ايمن شدن از عذاب قيامت است.
* سهل انگاري در نماز
-دزدترين مردم کسيست که از نمازش بدزدد. ( کم بگذارد)
** آثار ترک نماز
-آيا به پاسخ اهل دوزخ گوش فرا نميدهيد، وقتي از آنها سوال ميشود :"چه چيز شما را گرفتار دوزخ ساخت؟ گويند: ما از نمازگزاران نبوديم".
*** قبولي نماز
-علي(ع) خطاب به کميل فرمود: اي کميل! نگاه کن، ببين که درکجا نماز ميگزاري و روي چه چيز به نماز ايستاده اي. اگر آنچيزي را که براي نمازت استفاده ميکني حلال و مباح نباشد، نمازت قبول نيست.
**** تعقيبات نماز
-رسول اکرم(ص) به من فرمود: ياعلي! در تعقيب هرنمازي آية الکرسي را بخوان، زيرا کسي آنرا پاس نميدارد، مگر پيامبر باشد يا به مقام صديق و شهيد رسيده باشد.

«نماز در کلام امير مومنان علی عليه السلام»...3

"اعمال و ذکرهای نماز"
سوره فاتحه را خداوند به محمد(ص) و امت او عطا کرد و با حمد و سپاس برخود آنرا آغاز کرد. سپس با دعا و ثنای خداوندعزوجل ادامه يافت. من از پيامبر خدا(ص) شنيدم که فرمود: «خداوند ميفرمايد: سوره حمد راميان خود و بنده ام تقسيم کرده ام، پس نيمی از آن من و نيمی از آن بنده من است و بنده ام هرچه (در آن) بخواهد به او ميدهم.
پس هنگاميکه بنده بگويد: "بسم الله الرحمن الرحيم" خداوند ميفرمايد: بنده ام به نام من شروع کرده ، پس بر من لازم شد که امورش را کامل کنم و اموالش را بر او مبارک گردانم.
وهنگاميکه ميگويد: "الحمدلله رب العالمين" خداوندميفرمايد: بنده ام مرا ستايش کرد و فهميد نعمتهايی که دارد از من است و بلاهايی که از او دفع شده بانيروی من است، شما را گواه می گيرم، چندبرابر نعمتهای دنياييش در آخرت به او بدهم و بلای آخرت را از او برگردانم بهمانگونه ای که بلای دنيا را از او بر ميگرداندم.
ووقتی بگويد:"الرحمن الرحيم"خداوند ميفرمايد: شهادت داد، من بخشنده و مهربانم، شما را گواه ميگيرم از رحمتم بهره او را فراوان گردانم و از عطايم سهم وی را بسيار دهم.
پس وقتی بنده ميگويد: "مالک يوم الدين"خداوند ميفرمايد: شمارا به شهادت ميگيرم، همانگونه که اعتراف نمود، من مالک روز رستاخيز هستم، درروز حساب، حسابش را بر او آسان گردانم، حسناتش را بپذيرم و ازگناهش درگذرم.
وقتی بگويد: "اياک نعبد" خداوند ميفرمايد: بنده ام درست گفت، او مرا عبادت ميکند، من نيز به او پاداشی در قبال عبادتش بدهم که هرکسی در عبادتش برای من با او مخالفت کرده رشک برد.
پس وقتی بگويد: "اياک نستعين" خداوندميفرمايد: ازمن کمک خواست و به من پناه آورد، شمارا گواه ميگيرم، او را درکارش ياری کنم، درگرفتاری کمکش کنم و روز رستاخيزهنگام سختيها دستش را بگيرم(تا اين فراز حمد، از آن خداوند است.)
هنگاميکه بنده بگويد: "اهدنا الصراط المستقيم" تا آخر سوره، خداوند بزرگ ميفرمايد : اين برای بنده ام و هرچه که بخواهد به او ميدهم، خواسته او را اجابت کردم و هرچه آرزو نمود به او دادم و از هرچه ميترسيد ايمنی اش بخشيدم....... ادامه دارد......

« تفسير عبارات اذان از زبان امیرالمومنین علی(ع) »...2

اشهد ان محمدا رسول الله‏
كه باين معنیست كه شهادت ميدهم كه محمد فرستاده خداست ميگويد كه شاهد ميگردانم خدا را كه من شهادت ميدهم باين كه خدائى نيست مگر آن جناب و اينكه محمد بنده و رسول و پيغمبر و برگزيده و همراز اوست كه او را بسوى كافه مردمان و همه ايشان فرستاده بهدايت و راه راست و كيش درست تا آنكه او را غالب گرداند برهمه دينها اگر چه مشركان ناخوش داشته باشند و شاهد ميگردانم هركه را كه در آسمانها و زمين است از پيغمبران و رسولان و فرشتگان و همه مردمان كه من شهادت ميدهم باينكه محمد سيد و بزرگ اولين و آخرين است...به ادامه مطلب مراجعه شود...
ادامه نوشته

« تفسير عبارات اذان از زبان امیرالمومنین علی(ع) »...1

اللَّه اكبر اللَّه‏ اكبر
قول او را كه ميگويد اللَّه اكبر معانی بسيار است ازجمله آنها آنكه قول مؤذن اللَّه اكبر بر قدم و ازليت و ابديت و علم و قوت و قدرت و حلم و كرم وجود و عطاء و كبرياء آن جناب واقع میشود پس هرگاه مؤذن بگويد كه اللَّه اكبر ميگويد كه خدائیكه او را آفرينش و فرمانست و بمشيت و خواست او خلق موجود شده‏اند و از او هرچيزى ازبراى خلق بوده و خلق بسوى او برميگردند و اوست اول پيش از هرچيزیكه هميشه بوده و او است آخر بعد ازهر چيزیكه هميشه خواهد بود و ظاهر است در بلايى هرچيزیكه دريافته نميشود و باطن است در نزد هرچيزیكه محدود و اندازه نميشود پس او است و هرچيزیكه غير او باشد فانى است...به ادامه مطلب مراجعه شود...
ادامه نوشته

«نماز در کلام امير مومنان علی عليه السلام»...2

" آمادگی قبل از نماز "
اميرالمؤمنين(ع) فرمود: پيغمبر خدا(ص) فرموده است : روز قيامت خداوند امت مرا در ميان ساير امتها در حالی محشور ميکند که آثار نورانی وضو در ايشان پيداست.
*لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید*
ادامه نوشته

« نماز در کلام امیر مومنان علی علیه السلام»

 "اهمیت و فضیلت نماز "
* نماز ستون دین است و اولین عمل انسان است که خدا بدان نظر میکند، اگر صحیح بود، به سایر اعمال نیز نظر میفرماید و اگر صحیح نباشد درهیچ عمل دیگر نمینگرد و کسیکه تارک نماز باشد بهره ای از اسلام ندارد.
* وقتی که بنده ای سجده میکند، ابلیس فریاد میزند: وای برمن! او اطاعت کرد، ولی من معصیت کردم، او سجده کرد و من از این عمل سرباز زدم.
" نماز امام علی(ع)"
* بار خدایا! این نماز را که در پیشگاه تو به جای آوردم، نه بجهت نیازیست که به آن داری و نه بخاطر میل و رغبتی است که در آن داری، بلکه برای بزرگداشت و پذیرش فرمان تو است که مرا به انجام آن فرمان داده ای. خدایا! اگر در نماز من عیبی است، یا رکوع و سجود آن ناقص است، مرا باز خواست مکن و با پذیرش و آمرزش خود، بر من تفضل و عنایت فرما.
* چون وقت نماز فرا میرسید، علی(ع) برخود میلرزید. به او میگفتند: یا امیرالمؤمنین! ترا چه شده است؟ میفرمود: وقت ادای امانتی رسیده است که خداوند آن را بر آسمانها، زمین و کوه ها عرضه کرد، آنها از قبول آن ابا کردند و از آن بیمناک شدند.
* هنگامیکه برای حضرت علی(ع) مشکلی پیش می آمد، به نماز پناه میبرد و آیه« واستعینوا بالصبر و الصلوة» (از صبر و نماز یاری جویید) را تلاوت میکرد.
 "آثار و اسرار نماز "
* هنگامیکه انسان در حال نماز است، اندام، لباسش و هر چه پیرامون اوست، خدا را تسبیح میگویند.
* نماز، قلعه و دژ محکمی است که نماز گزار را از حملات شیطان نگاه میدارد.
* نماز، گناهان را مانند ریزش برگ درختان فرو میریزد.
* اگر نمازگزار بداند که چقدر از رحمت خداوند را فرا گرفته است، سرش را از سجده بر نمیدارد.
* پیامبر خدا(ص) نماز را به چشمه آب گرمی که در خانه است وشخص شبانه روز پنج بار خود را در آن شستشو دهد، تشبیه کرده است. بدون تردید چرک و آلودگی در بدن چنین کسی باقی نخواهد ماند.
* (بندگان مؤمن) هنگامیکه نماز میخوانند، به نشان تواضع، گونه ها را به خاک میسایند و برای اظهار کوچکی و خاکساری، اعضای خود را بر زمین میگذارند......
...ادامه دارد...

غرور و کبر ...

درنهج البلاغه در"خطبه قاصعه" از امام علی علیه السلام بهنگام نکوهش کبر و خود برتربینى چنین میخوانیم : «فاعتبروا بما کان من فعل اللَّه بابلیس اذا احبط عمله الطویل و جهده الجهید، و کان قد عبد اللَّه ستة آلاف ..عن کبر ساعة واحدة فمن ذا بعد ابلیس یسلم على اللَّه بمثل معصیته؟! کلا ما کان اللَّه سبحانه لیدخل الجنة بشرا بامر اخرج به منها ملکا ان حکمه فى اهل السماء و اهل الارض لواحد؛ پند و عبرت گیرید به آنچه خداوند با ابلیس رفتار کرد، در آن هنگام که اعمال وعبادات طولانى و تلاش و کوششهاى او را که شش هزار سال بندگى خدا کرده بود... بخاطر ساعتى تکبر ورزیدن برباد داد، با اینحال چه کسى بعد از ابلیس میتواند ازکیفر خدا دربرابر انجام همان معصیت مصون بماند؟ نه، هرگز، ممکن نیست خداوند، انسانى را به بهشت بفرستد، در برابر کاریکه بخاطر آن فرشته اى را از بهشت رانده است. حکم خداوند درباره اهل آسمان و زمین یکى است» (نهج البلاغه/ خطبه ۱۹۲)

فرشتگان عذاب از میان تمام اوصاف رذیله انسان که او را به دوزخ مى برد روى مساله" تکبر" تکیه مى کنند، اشاره به اینکه سرچشمه اصلى کفر و انحراف و گناه بیش از همه کبر و غرور و عدم تسلیم در برابر حق است. آرى کبر است که پرده هاى ضخیم بر چشم انسان مى افکند و او را از دیدن چهره تابناک محروم مى سازد و بهمین دلیل در روایتى از امام صادق و امام باقر (ع) مى خوانیم: « لایدخل الجنة من فى قلبه مثقال ذرة من کبر؛ کسیکه بمقدار ذره اى از کبر در قلبش وجود داشته باشد داخل بهشت نمى شود"!» (کافى جلد۲ باب الکبر حدیث۶). در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده: ''دره ای است بنام سقر که جایگاه متکبران است و هرگاه نفس بکشد دوزخ را می سوزاند»!

دوستان میشه ازتون خواهش کنم من رو دعا و کمک کنید ...!!!

معشوق خدا...

ساقه هاي نيلوفري از پايه هاي عرش بالا رفته و سرير ولايت را به عطر وجودي خود آراسته اند، تا او بيايد و بر تكيه گاه پوشيده از رازقي آن تكيه زند.آسمانيان همه از شراب عشق علي (ع) نوشيده اند و لب از جام وصال او تر كرده اند و اينكه زمنيان را فرصتي است تا در چشمه جوشان معرفت او تن بشويند و به نور وجودي او رخ برگشايند؛ او كه معشوق خداوند است و محمد (ع)، در خانه خدا، خانه عشق و شوريدگي پا به عرصه خاكي نهاد. او علي است و خدايش اعلي. او كه مهتاب سپيدي رويش را از او دارد و كوچه ها همه بي قرار اويند و . او كه چشمانش همه حديث و اعجاز است و نگاه هستي بخشش پياله جان ها را از شور زندگي، عشق و شيدايي لبريز مي كند؛ او معشوق خداست.
لطفا به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید...

ادامه نوشته

دیشب بیمه مولا شدیم

با اتفاقهایی که دیشب برای بعضیها افتاد و ازخطر جانی نجات پیداکردند باورم قویتر شد که بخاطر تلاشهایی که همه دوستان در برگزاری جشن غدیر انجام دادند که همگی با خلوص نیت بود مولایمان بیمه امان کرده است و بقول دوستی باید مواظب باشیم از این بیمه بیرون نیاییم.دوستان ما همگی دیشب بیمه شدیم. یاعلی گفتیم و او ندای لبیک برایمان سر داد. عید غدیر را به ساحت مقدس امام زمانمان روحی فداه و همگی اساتید و دوستان تبریک می گویم.

مصائب یاران علی...مصائب شیرین...

هنگام تبعيد ابوذر،عثمان دستور دادكه اعلام كنندكه هيچكس حق ندارد با ابوذر سخن بگويد و او را بدرقه كند و به((مروان حكم)) (پسر عمويش) گفت : مراقب باش كه هيچكس ابوذر را بدرقه نكند.ولى اميرالمؤمنين على(ع) و حسن(ع) و حسين(ع) و عقيل برادر على(ع) و عمار ياسر، به بدرقه ابوذر شتافتند....

به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید... 

ادامه نوشته

جایگاه های خدا....

از زید بن علی نقل شده که گفته است:
امیرالمومنین در پنج مورد با پای پیاده راه میرفت و کفشها را به دست چپ خود میگرفت:
درعید فطر، عید اضحی «قربان»، روز جمعه، هنگام عیادت بیمار و تشییع جنازه و می‌فرمود : اینها جایگاه خدا است و من دوست دارم پاهایم برهنه باشد.

حكمت 252...فسلفه احكام الهى

خدا «ايمان» را براى پاكسازى دل از شرك و «نماز» را براى پاك بودن از كبر و خودپسندى و «زكات» را عامل فزونى روزي و «روزه» را براى آزمودن اخلاص بندگان و «حج» را براى نزديكى و همبستگى مسلمانان و «جهاد» را براى عزت اسلام و «امر به معروف» را براى اصلاح توده هاى ناآگاه و «نهى از منكر» را براى بازداشتن بیخردان از زشتى ها، «صله رحم» را براى فراوانى خويشاوندان و «قصاص» را براى پاسدارى از خونها و اجراى «حدود» را براى تحقق عفّت و ترك «زنا» را براى سلامت نسل آدمى و ترك «لواط» را براى فزونى فرزندان و«گواهى دادن» را براى بدست آوردن حقوق انكار شده و ترك«دروغ» را براى حرمت نگهداشتن راستى و «سلام» كردن را براى امنيت از ترسها و «امامت» را براى سازمان يافتن امور امت و «فرمانبردارى از امام» را براى بزرگداشت مقام رهبری، واجب كرد. 

ویژگی های اهل بیت

یا علی موسی الرضا میشه منو نگاه کنی؟
تو غریبی و منم غریبم اما میشه این دل غریبه رو با خودت آشنا کنی؟

خوش آمدی ای عزیز  دل زهرا (س) و گرما بخش دل مهدی صاحب زمان(عج)

عترت پیامبر(ص)جایگاه اسرارخداوندی، پناهگاه فرمان الهی،مخزن علم خدا، مرجع احکام اسلامی، نگهبان کتابهای آسمانی و کوههای همیشه استوار دین خدایند.خدا بوسیله اهل بیت پشت خمیده دین را راست نمود و لرزش و اضطراب آنرا از میان برداشت.عترت پیامبر اساس دین و ستونهای استوار یقین میباشند. شتاب کننده باید به آنان باز گردد وعقب مانده بایدبه آنان بپیوندد،زیراویژگیهای حق ولایت به آنها اختصاص دارد.  خطبه ۲

نور خدا...شعاع نور... شیعه

با سلام خدمت تمامی دوستان

فکر می کنم این احادیث علاوه بر زیبایی جواب برخی از دوستان هم باشد. اگر کمی تامل کنیم به نتایج خوبی می رسیم

الف) ابن عباس از امیر المومنین (ع) نقل کرد که آن حضرت فرمودند:

از فراست و زیرکی مومن حذر کنید که او با نور خدا می نگرد. ابن عباس گفت: یا امیر المومنین چگونه با نور خداوند عزوجل می نگرد؟

حضرت(ع)  فرمودند:بخاطر اینکه ما از نور خدا خلق شدیم و.....

لطفا به ادامه مطلب توجه بفرمائید 

ادامه نوشته

دژی دیگر

از کلام امیر مومنان علی (ع)

التّقوى حصن حصين پرهيزكارى حصاريست محكم، و دژى بس متقن.

حصن: بر وزن علم بمعناى حصار ،حصين: وصف و فعيل به معناى مفعول يعنى محكم.

شاعر فرموده:        نصرتك اذ لا صاحب غير خاذل            فبوأت حصنا بالكماة حصينا

مراد آنست كه شخص متقى بواسطه تقوى در حصار محكم واقع شده و تقوى چون حصاريست كه او در ميان وى واقع شده كه آسيبى باو نرسد و هيچ آفتى متوجه او نگردد زيرا گرفتار شدن به فتن و دچار گشتن به محن و مبتلا بودن بزحمت از ارتكاب معاصى و فعل مناهى حاصل گردد و هرگاه پرهيزكارى باشد و از آنچه فعلش مايه رنج و زحمت است خوددارى كند دچار زحمت و رنج نگردد و گرفتار غم و اندوه نشود و هويدا است كه هرگاه سم نخورد مسموم نمى‏شود وهرگاه در قبرستان نخوابد خواب وحشتناك نبيند پس تقوى سپر از آفات و حصار از عاهاتست و خوشا آنانكه درين حصار واقع شده و از تيغ تقوى شمشيرى ساخته و زرهى مهيا كرده .

تقوى و عفاف هر كه شده همدم او            پيوسته خدا است در دل خرم او

گر تير بلا بر او ببارد شب و روز            تقوى است پناهگاه مستحكم او

 ((استاد خاورى))

خوبيها و زيبائيهاى دنيا

 همانا دنيا سراى راستى براى راست گويان، و خانه تندرستى براى دنيا شناسان، و خانه بى نيازى براى توشه گيران، و خانه پند، براى پند آموزان است. دنيا سجده گاه دوستان خدا، نماز گاه فرشتگان الهى، فرودگاه وحى خدا، و جايگاه تجارت دوستان خداست، كه در آن رحمت خدا را به دست آوردند. و بهشت را سود بردند. چه كسى دنيا را نكوهش مى كند؟ و حال آن كه دنيا جدا شدنش را اعلام داشته و فرياد زد كه ماندگار نيست، و از نابودى خود و اهلش خبر داده است؟ با بلاى خود بلاها را نمونه آورد، و با شادمانى خود آنان را به شادمانى رساند. در آغاز شب به سلامت گذشت، اما در صبحگاهان با مصيبتى جانكاه بازگشت، تا مشتاق كند، و تهديد نمايد، و بترساند، و هشدار دهد. پس مردمى در بامداد با پشيمانى، دنيا را نكوهش كنند، و مردمى ديگر در روز قيامت آن را مى ستايند، دنيا حقائق را به يادشان آورد، يادآور آن شدند، از رويدادها برايشان حكايت كرد، او را تصديق كردند و اندرزشان داد، پند پذيرفتند.

حکمت ۱۳۱

دنیا

مردم فرزندان دنيا هستند و هيچ كس را بر دوستى مادرش نمى توان سرزنش كرد.  خطبه ۳۰۳

دنیا در چشم علی (ع) :

اى دنيا!!! اى دنياى حرام! از من دور شو، آيا براى من خود نمايى میكنى؟ يا شيفته من شده اى تا روزى در دل من جاى گيرى؟ هرگز مباد! غير مرا بفريب، كه مرا در تو هيچ نيازى نيست، تو را سه طلاقه كرده ام، تا بازگشتى نباشد، دوران زندگانى تو كوتاه، ارزش تو اندك و آرزوى تو پُست است. آه از توشه اندك و درازى راه و دورى منزل و عظمت روز قيامت!                                                           خطبه ۷۷

ادامه دارد...

علائم مومنان در كلام حضرت علی علیه السلام (2)

در ادامه مباحث نشانه های عملی و رفتاری مومنان که در کلام امیرالمومنین آمده، توجه شما را به ادامه بحث جلب میکنم. این نکته را یادآوری میکنم، درصورتیکه شماره(1) این مطلب مطالعه فرموده اید، به مطالعه این پست بپردازید، زیرا مطالب در ادامه هم و سلسله وار هستند.
برای مطالعه به ادامه مطلب بروید...
ادامه نوشته

علائم مومنان در كلام حضرت علی علیه السلام (1)

به یاری خداوند وبا توجهات امام زمان(عج)، قصد دارم از امروز بطورمرتب درهر روز، مطلبی را از امیرالمومنین نقل کنم باعنوان "علائم مومنان در کلام امیرالمومنین".
«هَمّام» یكی از صحابه حضرت امیر، شخصیتی پارسا، متهجّد و مجتهد بوده كه از حضرت درخواست می‌كند، صفات «متقین» را باز گوید و حضرت نیز با مقدماتی اجابت می‌فرمایند. بیانات آن بزرگوار معروف است به «خطبه همّام» و درنهج البلاغه(نسخه صبحی صالح، ص303،خطبه 193)نقل شده.روایت دیگری دراصول كافی ازحضرت نقل شده كه شبیه همان خطبه است.
این خطبه از بیانات کاربردی حضرت است که توجه و عمل به آن بی شک نتایج معنوی و رشد بسیاری را برای انسان بوجود می آورد. افرادی که دنبال مفری برای خلاص شدن از شرور و یافتن راه هدایت هستند، با مطالعه و عمل به این کلام نورانی، قطعا به نتایج خوبی می رسند.
برای مطالعه بخش اول، به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید...
ادامه نوشته

اگر تو نبودی علی، مومنان بعد از من شناحته نمی شدند...رسول اکرم (ص)

ادامه خطبه 1..... توصیفی از خلقت آدم

آنگاه خداى سبحان، از زمين درشتناك و از زمين هموار و نرم و از آنجا كه زمين شيرين بود و از آنجا كه شوره زار بود، خاكى بر گرفت و به آب بشست تا يكدست و خالص گرديد. پس نمناكش ساخت تا چسبنده شد و از آن پيكرى ساخت داراى اندامها و اعضا و مفاصل و خشكش نمود تا خود را بگرفت چونان سفالينه و تامدتى معين و زمانى مشخص سختش گردانيد. آنگاه از روح خود در آن بدميد. آن پيكر گلين كه جان يافته بود، از جاى برخاست كه انسانى شده بود با ذهنى كه در كارها به جولانش درآورد و با انديشه اى كه به آن در كارها تصرف كند و عضوهايى كه چون ابزارهايى به كارشان گيرد و نيروى شناختى كه ميان حق و باطل فرق نهد و طعمها و بويها و رنگها و چيزها را دريابد. معجونى سرشته از رنگهاى گونه گون.
برخى همانند يكديگر وبرخى مخالف وضديكديگر.چون گرمى و سردى، ترى وخشكى(و اندوه و شادمانى). خداى سبحان از فرشتگان امانتى را كه به آنها سپرده بود، طلب داشت وعهدو وصيتى را كه با آنها نهاده بود، خواستار شدكه به سجود دربرابر او اعتراف كنند و تا اكرامش كنند در برابرش خاشع گردند.
پس،خداى سبحان گفت كه در برابر آدم سجده كنيد. همه سجده كردند مگر ابليس كه از سجده كردن سر بر تافت. گرفتار تكبر و غرور شده بود و شقاوت بر او چيره شده بود. بر خود بباليد كه خود از آتش آفريده شده بود و آدم را كه از مشتى گل سفالين آفريده شده بود، خوار و حقير شمرد. خداوند ابليس را مهلت ارزانى داشت تا به خشم خود كيفرش ‍دهد و تا آزمايش و بلاى او به غايت رساند و آن وعده كه به او داده بود، به سر برد. پس او را گفت كه تو تا روز رستاخيز از مهلت داده شدگانى.
آنگاه خداوند سبحان آدم را در بهشت جاى داد؛ سرايى كه زندگى درآن خوش و آرام بود و جايگاهى همه ايمنى واز ابليس ودشمنى اش برحذر داشت. ولى دشمن كه آدم را در آن سراى خوش و امن، همنشين نيكان ديد، بر او رشك برد. آدم يقين خويش بداد و شك بستد و اراده استوارش به سستى گراييد و شادمانى از دل او رخت بر بست و وحشت جاى آن بگرفت و آن گردن فرازى و غرور به پشيمانى و حسرت بدل شد. ولى خداوند در توبه به روى او بگشاد و كلمه رحمت خويش ‍به او بياموخت و وعده داد كه بار دگر او را به بهشت خود بازگرداند. ليكن نخست او را به اين جهان بلا و محنت و جايگاه زادن و پروردن فرو فرستاد.

خطبه 1 (ستایش و تعظیم خداوندی،فرشتگان،توصیفی از خلقت آدم و...)

عجز انسان از شناخت ذات خدا

سپاس خداوندی را که سخنوران از ستودن او عاجزند و حساب گران از شمارش نعمت های او نا توان و تلاش گران از ادای حق او درمانده اند.خدایی که افکار ژرف اندیش، ذات او را درک نمی کنند و دست غواصان دریای علوم به او نخواهد رسید.پروردگاری که برای  صفات او حد و مرزی  وجود ندارد و تعریف کاملی نمی توان یافت و برای خدا وقتی معین و سرآمدی مشخص نمی توان تعیین کرد.مخلوقات را با قدرت خود آفرید و با رحمت خود بادها را به حرکت درآورد و به وسیله ی کوهها اضطراب و لرزش زمین را به آرامش تبدیل کرد.

دین و شناخت خدا

سرآغاز دین، خداشناسی است، و کمال شناخت خدا، باور داشتن او و کمال باور داشتن خدا، شهادت به یگانگی اوست و کمال توحید، اخلاص و کمال اخلاص، خدا را از صفات مخلوقات جدا کردن است، زیرا هر صفتی نشان می دهد که غیر از موصوف، و هر موصوفی گواهی می دهد که غیر از صفت است، پس کسی که خدا را با صفت مخلوقات تعریف کند او را به چیزی نزدیک کرده، و با نزدیک کردن خدا به چیزی، دو خدا مطرح شده، و با طرح شدن دو خدا، اجزایی برای او تصور اجزا برای خدا، او را نشناخته است. وکسی که خدا را نشناسد به سوی او اشاره می کند و هر کس به سوی خدا اشاره کند، او را محدود کرده، به شمارش آورد.

                                                                                                                                                ادامه دارد...

بر من ببخشا

پروردگارا، بر من ببخشا آنچه را که درباره ی من از من داناتری. اگر بار دیگر به خطایی که کرده بودم، برگردم با بخشش خود بر من عنایت فرما.

خداوندا بر من ببخشا انچه را که از نفس خود وعده کردم و تو درباره ی آن وعده از من وفا ندیدی.

بارالها،برمن ببخشا آنچه راکه بوسیله زبانم بر تو تقرب جستم، سپس قلبم باکاری که زبانم کرده بود،مخالفت نمود.

ای خدای من، بر من ببخشا اشاراتی را که در دلم سر زده اند و لغزشهایی را که با زبانم مرتکب شده ام.

                                                                                                                                                             خطبه 78

در سایه سار پارسایی

ای مردم، زهد کوتاه کردن آرزوست. و شکر در هنگام برخورداری از نعمت ها. و پرهیزکاری شدید در موقع رویارویی با محرمات. پس اگر نتوانید در سایه سار پارسایی و سپاس بنشینید، دست کم تلاش کنید تا امواج خروشناک حرام، ساحل صبر و پایداریتان را ویران نسازد و گناه بر شما چیره نشود.    خطبه 81

هشیار باشید، به یاد آورید در موقع ارتکاب اعمال زشت، مرگی را که نابود کننده ی لذت هاست و تیره کننده شهوات و قطع کننده ی آرزوها. و یاری بطلبید از خدا برای ادای حق واجب او و برای سپاس نعمت ها و احسان بیشمارش. خطبه 99

عبادت آزادگان

همانا گروهی خدای را به انگیزه ی پاداش می پرستند, این عبادت تجارت پیشگان است و گروهی او را از ترس می پرستند ,این عبادت برده صفتان است و گروهی او را برای آنکه سپاسگزاری کرده باشند می پرستند, این عبادت آزادگان است.                                                     حکمت 237

فرضاخداکیفری برای نافرمانی معین نکرده بود,سپاسگزاری ایجاب میکرد که فرمانش تمرد نشود. حکمت 290

زهد

دنیا گذرگاه است نه قرارگاه و مردم در این معبر و گذرگاه دو دسته اند : برخی خود را می فروشند و برده می سازند و خویشتن را تباه می کنند و برخی برعکس,خویشتن را میخرند و آزاد می سازند.        حکمت  ۱۳۳
زهد علی شورشی است علیه زبونی در برابر لذتها, طغیانی است علیه عجز و ضعف دربرابر حاکمیت میلها, عصیان و سرپیچی است علیه بندگی دنیا و نعمتهای دنیا.

تقوا

مولا علی (ع):
متقی کسیست که خودش از ناحیه سخت گیری های خودش در رنج است اما مردم از ناحیه  او در آسایش اند...
                                           خطبه ۱۹۱

حکمت های نهج البلاغه

حكمت 1 روش برخورد با فتنه ها (اخلاقى ، سياسى)

درود خدا بر او ، فرمود: در فتنه ها چونان شتر دو ساله باش، نه پشتى دارد كه سوارى دهد و نه پستانى تا او را بدوشند.

حكمت 2 شناخت ضد ارزش ها (اخلاقى)

 درود خدا بر او، فرمود : آن كه جان را با طمع ورزى بپوشاند خود را پُست كرده ، و آن كه راز سختى هاى خود را آشكار سازد خود را خوار كرده ، و آن كه زبان را بر خود حاكم كند خود را بى ارزش كرده است.

حكمت 3 شناخت ضد ارزش ها(اخلاقى)

 درود خدا بر او ، فرمود : بْخل ننگ و ترس نقصان است . و تهيدستى مرد زيرك را در برهان كُند مى سازد و انسان تهيدست در شهر خويش نيز بيگانه است.

ادامه دارد...

خطبه امیر ...

بنام خداوند عزیز
با سلام و عرض تسلیت شهادت امیرالمومنین ع به پیشگاه مقدس امام زمان اروحنافداه و شما شیعیان و محبان آن حضرت،
قصد نداشتم این مطلب را بازگو نمایم اما مطلبی که در پایین مطرح شده و همچنین ایام سوگواری مولا، فرصت مناسبی برای طرح چنین مطلبی دیدم. اگرچه کم و بیش از فضایل و مناقب حضرت امیر از زبان سایر معصومین شنیده ایم، اما عظمت و زیبایی زمانی است که از زبان خود ایشان این فضایل را بشنویم. هر چند کلهم نور واحد.
آنچه می خواهم تنها به اشاره گوشه ای از آن اکتفا کنم، خطبه ای است که امیر مومنان علی ع در آخرین روزهای عمر پربرکت خود برای مردم ایراد فرمودند. عظمت این خطبه به حدی است که بعضی کج فهمان بواسطه برخی عبارات آن، برداشت جعل و غلو کرده اند و درصدد انکار آن برآمده اند. این خطبه گرانقدر به خطبه البیان معروف است و بنده به بیان گوشه ای از آن آکتفا می کنم. ( متن کامل خطبه بهمراه سند آن موجود است ) لازم بذکر است در پایان این خطبه حضرت وقایع و اتفاقات آخرالزمان را شرح می دهند.

آنکس که ز کوی آشنایی است     داند که متاع ما کجایی است

... انا صاحب القرون الاولى ، انا جاوزت موسى الكليم و اغرقت فرعون ، انا عذاب يوم الظلة. انا آيات الله و امين الله ، انا احيى و اميت انا الخلق و ارزق ، انا السميع انا العليم انا البصير انا الذى اجود السموات السبع و الارضين السبع فى طرفة عين ، انا الاول و انا الثانى.انا الذى بعثت النبيين و المرسلين . انا صلوة المومنين و زكوتهم و حجهم و جهادهم .انا صاحب النشر الاول و الاخر. انا الذى حملت النوح فى السفينه التى عملها، انا الذى انجيت ابراهيم من نار نمرود و مونسه ، و انا مونس يوسف الصديق فى الجب و مخرجه ، انا صاحب موسى و الخضر و معلمها. انا الذى هو حامل عرش الله مع الابرار من ولدى و حامل العلم ، انا الذى اعلم بتاويل القرآن و الكتب السالفة ، انا المرسوخ فى العلم . انا وجه الله فى السموات و الارضين. انااسم من اسماء الله الحسنى و هو الاعظم الاعلى . انا صاحب الطور و انا صاحب الكتاب المسطور و انا بيت الله المعمور و انا الحرث و النسل و انا الذى فرض الله طاعتى على كل قلب ذى روح متنفس من خلق الله. انا الذى ارى اعمال الخلايق فى مشارق الارض و مغاربها لايخفى على منهم شى ء. انا الكعبة و البيت الحرام و البيت العتيق انا الذى يملكنى الله شرق الارض و غربها فى طرفة عين و لمح البصر. انا محمد المصطفى ، انا على المرتضی .....
عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا     ما همه بنده و این قوم خداوندانند
حال ببینیم چقدر این علی را می شناسیم ...!؟!؟
وای بر ما، وای بر ما که در مورد امیر المومنین چقدر مطلب هست و ما نمی دانیم ...
ادامه نوشته

وصیت علی علیه السلام در واپسین لحظات ...

"قاضی محمد بن سلامه " معروف به قضاعی متوفای ۴۰۵ هجری در مجموعه ای از سخنان علی علیه السلام که آن را "دستور معالم الحکم" نامیده، وصیتی از امام آورده است. وی گوید وقتی پسر ملجم حضرت را ضربه زد، امام حسن علیه السلام گریان بر او درآمد، امام پرسید: « پسرم چرا گریه می‌کنی؟"
امام حسن علیه السلام پاسخ داد: "چرا نگریم که تو در نخستین روز آن جهان و آخرین روز این جهانی" ، حضرت فرمود: " پسرم! چهار چیز را به تو می‌گویم که به خاطر بسپار و به کار دار، و چهار چیز را اگر انجام ندهی، اندک زیانی به تو نمی‌رساند."

 و اما آنهایی که باید به کار بندی:
۱) خرد برترین توانگری است .
۲) بدترین تهیدستی نادانی است .
۳) خودبینی، وحشتناک ترین وحشت است .
۴) خوش خوئی گرامی ترین حسب می باشد.

 

و اما چهار خصلتی که باید از آن پرهیز نمایی:
۱) از دوستی با احمق که او خواهد ترا سود رساند لیکن به زیانت کشاند.
۲) از دوستی با دروغگو که دور را به تو نزدیک و نزدیک را دور نماید.
۳) از دوستی با بخیل که چیزی را که بدان سخت نیازمندی از تو دریغ می‌دارد.
۴) از دوستی با تبهکار که تو را به هنگام سود خود می‌فروشد.

حدیث معرفت امیر المومنین(ع)به نورانیت  به جناب سلمان فارسی و ابوذر غفاری

حضرت فرمودند:معرفت من به نورانیت معرفت خداوند عزوجل است و معرفت خداوند عزوجل معرفت من به نورانیت است.و آن دین خالصی است که خداوند درباره آن فرمود:"و امر نشدند به چیزی مگر آن چیز که خدا را به اخلاص کامل در دین پرستش و بندگی کند و از بندگی غیر او روی برگرداند و نماز به پا کنند و زکات بدهند و این است دین راست استوار."  خداوند فرمود:امر نشدند مگر به پیامبری حضرت محمد(ع) و آن دین و آئین یکتا پرستی آسان محمدی است و این کلام خدا که فرمود:"نماز به پا دارید" پس هر کس که ولایت مرا به پا داشت نماز را به پا داشته است و برپا داشتن ولایت من سخت و دشوار است و جز فرشته ی مقرب درگاه الهی یا پیامبر مرسل و یا بنده ای که خداوند قلب او را به ایمان آزموده باشد کسی متحمل آن نمی باشد. پس فرشته وقتی که مقرب نباشد تحمل آن را نخواهد داشت و پیامبر هنگامی که مرسل نباشد تحمل آن را نخواهد داشت و مومن وقتی که آزموده نباشد تحمل آن را نخواهد داشت .....

فرمود:مومن آزموده همان کسی است که هیچ چیزی از ما به او نمی رسد مگر اینکه سینه اش را برای پذیرفتن آن گشاده می سازد و دچار شک و تردید و رویگردانی نمی شود...!!